گردنبند مرغ آمین کرم گونه گذار و چاق کننده صورت مروارید کفی ژله ای افزایش قد ست کامل طراحی ناخن سالن اکسپرس سوتین فرم دهنده آه برا اسلیم لیفت ahh bra slim lift ساعت Gucci طرح عشق – طرح جدید لاک مخملی
  1. سلام به نیشام خوش آمدی با عضویت میتونی از امکانات کامل سایت استفاده کنی !

    برای ثبت نام کلیک کن !

تمیزی چه خوبه

تمیزی چه خوبه

  1. anahid

    anahid
    مدیر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏25/1/13
    سن:
    ارسال ها:
    20,534
    تشکر شده:
    44,792
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    تهران
    تمیزی چه خوبه
    awww.beytoote.com_images_stories_baby_ba2816.jpg


    یك روز كلاغ كوچولو روی شاخه‌ی درختی نشسته بود كه یك‌دفعه دید كلاغ خال‌خالی ناراحت روی شاخه‌ی یك درخت دیگر نشسته است. كلاغ كوچولو پر زد و رفت پهلویش و پرسید: «چی شده خال‌خالی جون؟ چرا این‌قدر ناراحتی؟» خال‌خالی با ناراحتی سرش را تكان داد و گفت:« آخه دوست خوبم، من یادم رفته به مامانم بگم منو ببره سلمونی كلاغ‌ها و پرهامو مرتب و كوتاه كنه. مامانم چندبار گفت: خال‌خالی، بیا پنجه‌هاتو تمیز كنم، اما من‌كه داشتم پروانه‌ها را تماشا می‌كردم، گفتم بعداً و بعد هم یادم رفت!»


    كلاغ كوچولو گفت:« لابد برای همینه كه دُمتم تمیز نكردی؟» خال‌خالی با تعجب پرسید؟«دُممو تو از كجا دیدی؟!» كلاغ كوچولو خندید و جواب داد: « آخه از اون روز كه افتادی تو گِلا، هنوز دُمت گِلیه!» خال‌خالی كه خیلی ناراحت بود شروع كرد با نوكش تنش را خاراندن و گفت: «یادم رفت!» كلاغ كوچولو گفت: «لابد حمومم نكردی!» خال‌خالی گفت: «اونم یادم رفت!»

    « تمیزی چه خوبه! من از این به بعد همش تمیز می‌مونم!»

    درهمین موقع خانم كلاغه كه مربی مهدكودك كلاغ‌ها بود پر زد و آمد كنار آن‌ها نشست. نگاهی به خال‌خالی كرد و پرسید:« خب جوجه‌های من چرا این‌جا نشستین، مگه نمی‌خواین بشینین روی درخت مهدكودك تا درسمون رو شروع كنیم؟» كلاغ كوچولو گفت: « آخه...آخه...» بعد سرش را پایین انداخت. خانم كلاغه كه متوجه موضوع شده بود، گفت: «می‌خواستم در مورد بهداشت براتون صحبت كنم... تو خال‌خالی می‌دونی ما كلاغ‌ها چه‌جوری باید تمیز باشیم؟»

    خال‌خالی جواب داد:«بله خانم كلاغه، باید حموم كنیم، ناخن پنجه‌هامونو بگیریم، همیشه بعد از خوردن غذا منقارمون رو تمیز كنیم، عین آدما كه مسواك می‌زنن، پرهامونو مرتب و كوتاه كنیم.»

    كلاغ كوچولو دنباله‌ی حرف خال خالی رو گرفت و گفت:«مثله آدما كه موهاشونو كوتاه می‌كنن و شونه می‌زنن.»

    خانم كلاغه گفت:«آفرین آفرین... خوشحالم كه همه چی رو بلدی... پس من می‌رم به كلاغای دیگه یاد بدم.»

    همین‌كه خانم كلاغه خواست پرواز كند و برود، كلاغ كوچولو گفت:«صبر كنین خانم كلاغه. منم میام،»...خال‌خالی هم گفت:«منم میام... اما ...» خانم كلاغه پرسید:« اما چی؟» خال‌خالی خندید و جواب داد: «بعد از اینكه همه‌ی اون چیزایی كه گفتم، خودم انجام دادم!...»

    خانم كلاغه خندید و با بالش سرخال خالی رو نوازش كرد و گفت:«پس زود باش كه همه‌ی جوجه كلاغ‌ها منتظرن!»

    خال‌خالی به سرعت پری زد و رفت تا خودشو تمیز بكنه، صدای قارقارش به گوش می‌رسید كه می‌گفت: « تمیزی چه خوبه! من از این به بعد همش تمیز می‌مونم!»


    منبع: آموزش مفاهیم دینی به خردسالان
     
    :
بارگذاری...
موضوعات مشابه
  1. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    10
  2. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    59
  3. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    39
  4. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    17
  5. zahra
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    581
  6. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    39
  7. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    63
  8. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    83
  9. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    77
  10. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    34