گردنبند مرغ آمین کرم گونه گذار و چاق کننده صورت مروارید کفی ژله ای افزایش قد ست کامل طراحی ناخن سالن اکسپرس سوتین فرم دهنده آه برا اسلیم لیفت ahh bra slim lift ساعت Gucci طرح عشق – طرح جدید لاک مخملی
  1. سلام به نیشام خوش آمدی با عضویت میتونی از امکانات کامل سایت استفاده کنی !

    برای ثبت نام کلیک کن !

جوک و لطیفه های بامزه برای کودکان

جوک و لطیفه های بامزه برای کودکان

  1. anahid

    anahid
    مدیر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏25/1/13
    سن:
    ارسال ها:
    20,534
    تشکر شده:
    44,792
    امتیاز:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    تهران
    جوک و لطیفه های بامزه برای کودکان
    awww.beytoote.com_images_stories_baby_ba3085.jpg



    معلم : می تونی بگی چرا فلامینگو یک پاش رو بالا نگه میداره؟
    شاگرد: چون اگر دوتاش رو بالا نگهداره ، می افته!



    به یک حلزون میگن یک دروغ شاخدار بگو.
    حلزونه میگه : دویدم و دویدم ، سر کوهی رسیدم!


    معلم : چرا مردمان نخستین روی دیوار غار نقاشی می کردن؟
    شاگرد: چون خواندن و نوشتن بلد نبودند!


    قاضی به دزد میگه : خجالت نمی کشی، این دومین باره که اومدی دادگاه.
    دزد به قاضی میگه : شما که باید بیشتر خجالت بکشین که هر روز این جا هستین!



    * غضنفر می ره رستوران می گه: جوجه دارین؟
    گارسون:آره
    می گه: دونش بدین نمیره!




    *حیف نون می ره هتل. صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه روی تابلو نوشته: از ساعت 7 الی 11 صبحانه... از ساعت 11 الی 5 ناهار و از ساعت 5 الی 11 شب شام سرو می شود...
    پیش خودش می گه: پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟




    *معلم: نام پدرت چیست؟
    دانش آموز: پدرم نام های مختلفی دارد. من به او می گویم بابا، مادرم می گوید پدر بچه ها، نوکرمان می گوید آقا و بقال محلمان می گوید بدحساب!




    *اولی: من هر وقت چیزی در کله ام فرو رود، دیگر بیرون نمی آید و فراموش نمی کنم.
    دومی: پس چرا پولی را که از من قرض گرفتی، یادت رفته و پس ندادی؟
    اولی: برای این که پول در جیبم فرو رفت نه در کله ام!




    *دو هندوانه فروش نزدیک به هم بساط کرده و مشغول فروش هندوانه بودند.
    اولی فریاد می زد: بیا که هندوانه دارم، قند عسل، نبات، قرمز قرمز، بیا بیا به شرط چاقو، هندوانه فروش دومی بدون این که فریاد بزند، خطاب به عابران می گفت: هرچی اون می گه منم دارم!




    *از خسیسی پرسیدند: تو در دنیا چه آرزویی داری؟
    گفت: آرزو دارم کچل شوم و دیگر پول سلمانی ندهم!




    *یکی از قبایل آدم خوار مرد کله طاسی را دستگیر می کنند و نزد رئیس خود می برند و از رئیس می پرسند با این مرد طاس چه کنیم؟ رئیس می گوید: از او تاس کباب درست کنید!
     
    :
بارگذاری...
موضوعات مشابه
  1. zahra
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    128
  2. zahra
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    444
  3. anahid
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    93
  4. anahid
    پاسخ ها:
    2
    نمایش ها:
    87
  5. shaghayegh
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    69
  6. shaghayegh
    پاسخ ها:
    0
    نمایش ها:
    132
  7. anahid
    پاسخ ها:
    1
    نمایش ها:
    56
  8. shaghayegh
    پاسخ ها:
    10
    نمایش ها:
    196
  9. shaghayegh
    پاسخ ها:
    2
    نمایش ها:
    290
  10. anahid
    پاسخ ها:
    2
    نمایش ها:
    142